Farsi

در چندماه گذشته ما دیدیم که چطور هزاران هزار پناهجو تلاش میکردند از راههای گوناگون وارد اتحادیه اروپا شوند. بدوم داشتن پاسپورت و گذراندن مراحل قانونی تنها به امید رسیدن به شرایطی بهتر و داشتن یک زندگی انسانی دست به ریسک زدن و زندگی خود را در معرض خطر قرار دادند. دهها هزار نفر از مردم برای حمایت از پناهندگان آغاز بکار کردهاند، هرکس در اندازه توان خود در زمانی که آنها میرسند به پناهجویان یاری میرسانند. در همین حال یکی از پولدارترین کشورهای جهان تنها در حال احداث مکانهای موقت توسط چادر و کانکس در اطراف شهرها و دهاتها میباشند. سازندگان این چنین مکانهای موقت، درواقع دارند فعالانع تبلیغ ضد انسانی علیه پناهجویان میکنند؛ و در همین حال یک محیط مناسب برای رشد راسیسم در جامعه را رقم میزنند. بر ضد تمام حرفهای که علیه )پناهجویان( زده میشود که آنها را سربار میخوانند، ما از پناهجویان حمایت میکنیم و خواهان نشان دادن یک حمایت درخور ارزش انسانی هستیم.

از کمپهای پناهندگی گزارشهای زیادی رسیده است که حتی اولین امکانات مورد نیاز هر انسان از قبیل غذا، لباس و مکان مناسب وجود ندارد و یک زندگی اولیه در این شراط غیر ممکن است! در واقع می توانن گفت که سیاستهای دولت در ارتباط با اسکان پناهندگان به شکلی بوده است که آنها را از جامعه جدا کردهاند و هیچ راهی برای برقراری ارتباط میان پناهندگان با جامعه قرار ندادهاند، پناهندگان ساکن در این کمپها نه امکان آموزش زبان را دارند و نه میتوانند کار کنند و حتی قدر اداره و تنظیم وقت خویش را هم ندارند، با شرایط این چنینی که مردم در این کمپها زندگی میکنند باعث میشود که آنها هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روانی  بشدت ضعیف شوند و حتی این شرایط آنها را به بیماری میکشاند.

این واقعیت لایپزیک است، یک رسوایی کامل برای شهری که 22000 واحد مسکونی خالی دارد؛ که اگر زندگی در این شهر نسبت به آرمانهایش بود، پناهندگان میتوانستند خودشان انتخاب کنند که در کدام واحد زندگی کنند؛ و حتی تا این اندازه هم نیاز نبود که دولت هزینه کند و همچنین از پیش برد اهداف راسیست ها  هم جلوگیری میشد.

اگر دولت مرکزی شعار ضد راسیستی )پناهندگان خوش آمدن( سر میدهد، این میتواند فقط یک نقاب باشد بر روی سیاستهای اجرایشان.

همین چند وقت گذشته با از بین بردن، حقوق پناهندگان، تعداد زیادی از حقوقی که با مبارزات فراوان طی سالهای گذشته بهدستآمده بود از بین رفت و یک موج دیپورت درراه است. با تعداد کمی ابزاری که در دسترس پناهندگان است آنها یکدیگر را راهنمایی میکنند، هرچند که آنها بسیار مصمم هستند اما باید همواره با مشکلات خود هم مبارزه کنند. اما داوطلبان با توجه به تمام تنگدستی تلاش میکنند که زندگی را در داخل کمپها یک مقدار تحملپذیر تر کنند، آنها با فراهم کردن امکانات برای آموزش زبان و مکانهای برای ورزش و دادن مشاوره حقوقی تلاش میکنند تا شرایط را برای پناهجویان آسانتر کنند.

در میان پناهجویانی که در برنامههای روزانه رسانهها حضور پیدا نمیکنند، باید از راههای همچون اعتصاب غذا و تظاهرات صدای خود را به مردم برسانند، هرچند بدون فضای لازم، تمام این تلاشها برای ایجاد  فضایی لازم بوده است.

ما نشان دادیم همبستگی جای که دولت حضور ندارد چقدر بیشتر است: خوشآمد گویی مردم در ایستگاه قطار و همچنین، کمک مالیهای جمع شده و حتی تامیین وسایل مورد نیاز پناهندگان که توسط مردم انجام شد و حتی بیشتر شبها حضور در اطراف کمپها برای جلوگیری از حمله را سیست ها. اما اینها کافی نخواهد بود، در زمستان کسی نمیتواند جلوگیری کند از وضعیت اسفناک کمپها با ورزش کردن در پارکها نیز نمیشود دیگر روحیه افراد را بالا برد؛ اتاقهای مشاوره، اتاق فراقت، و اتاقهای فرهنگی به اندازه کافی وجود ندارد.

اینها دلیل میشود که ما به جایی احتیاج داشته باشیم تا:

1 – افراد بتوانند خودشان به دور از دستگاههای امنیتی پلیسی در نظم دادن آنجا شریک باشند.

2-جایی که افراد بدون مدرک را جدا نکنند.

3 -مخصوص مردمی که احتیاج به حفاظت دارند، مانند: زن ها، بچهها، همجسگرایان و ترنسجندرها یک مکان امن پیدا کنند.

4-جایی که ما جمع میشویم تا سرویس مشاورهای بدهیم، و امکان ورزش و کلاسها زبان برای بحث و گفتگو و حتی مکانی برای آشپزی دستهجمعی باشد.

5 -جایی که ما بتوانیم سازماندهی کنیم و خطوط سیاسی خود را پیش ببریم و صدای برای خود داشته باشیم.

ما سیاسی نیستیم و نمیتوانیم صبر کنیم. اینجا کلی ساختمان خالی است که شرایط خوبی هم برای کار ما دارند، ما میخواهیم که دولت شهری یکی از این ساختمان هارا به ما بدهد چراکه در غیر این صورت خودمان یک مکان را اشغال خواهیم کرد.

مرکزی برای کمک – همین الان

farsi_aussen_internet farsi_innen_internet